![]() |
![]() |
|
|
مستر همفر جاسوس انگلیسی مینویسد: «زنانِ آنان دارای حجاب محکم هستند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست». «به هر وسیلهای که شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد و بی حجابی را در بین مسلمانان رایج نمود و ابتدا برای گول زدن آنها [برای این] که حجاب را کنار بگذارند، باید به آنها تفهیم کرد که حجاب به صورت چادر و یا عبا مربوط به اسلام نیست». حکایت کشف حجاب،/ ، مؤسسهی فرهنگی قدر ولایت، ۱۳۷۳، صص ۷، ۱۳ و ۱۴ |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 4:11 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
یازده بار جهان گوشهء زندان کم نیست یازده بار به جای تو به مشهد رفتم سید حمیدرضا برقعی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 3:43 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
امروز آخرین امتحان این ترم رو هم دادم ۲۶ بهمن کنکور ارشد داریم از تمام کسانی که این پست رو می خونن شدیداْ التماس دعا داریم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 10:29 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
فیلم "جدایی نادر از سیمین" علاوه بر نامزد شدن در رشته ی "فیلم غیر انگلیسی زبان" در رشته ی "فیلمنامه" نیز نامزد نهایی اُسکار ۲۰۱۲ شد...
"سلامی چو بوی خوش آشنایی" به سیمین و نادر ز بعد جدایی!! برو زود اُسکار ما را بیاور دلم خون شد از غصه "اصغر"، کجایی؟!! .......................................... از زبان اصغر فرهادی خطاب به جایزه اسکار: "بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست" که گفته است که من نادرم شما سیمین! شعر از سعید سلیمانپور
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 11:55 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
خبرنگاري يادم رفت وقتي ديشب فهميدم پسر چهار ساله شهيد مصطفي احمدي روشن،هنوز خبر ندارد پدر را شهيد کرده اند.پسر را فرستادند خانه خاله،سراغ بابا را نگيرد./کامران نجف زاده
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 0:0 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
آن روز دلم گرفته بود، دوای دل گرفته ام را خودم بهتر از هر کس می دانستم، بعد از نماز سر مزار شهدای گمنام دانشگاه رفتم...
چند دقیقه ای نگذشت که آرام گرفتم، سرم را که بلند کردم دیدم یکی از دوستان با حالت گرفته ای کنارم نشسته، از علت ناراحتی اش پرسیدم؛ و اینجا بود که برای اولین بار خبر شهادت دانشمند جوان مصطفی احمدیروشن را شنیدم. همان طور که نشسته بودم نگاهم به فاصله خالی میان قبرها افتاد، انگار شهدای گمنام دانشگاه هم خودشان را آماده کرده بودند تا پیکر مصطفی را در آغوش بکشند. روزهای بعد متوجه شدم متاسفانه پیکر این شهید عزیز در خارج از دانشگاه دفن شد و اینگونه بود که آرزوی آرام گرفتن ما در کنار پیکر مصطفی احمدیروشن، میان قبور شهدای دانشگاه میسر نشد. به بهانه دل نوشت بالا ، به سراغ گلزار شهدای مدفون در دانشگاه های سراسر کشور رفته ایم: مرقد شهداي گمنام دانشگاه شريف:
مرقد شهدای گمنام دانشگاه تربیت معلم...؟؟؟:
البته بقیه عکس ها در ادامه مطلب آمده است به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 14:47 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 23:24 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
وقتی میرسم به اینجای روضه گیج میشم و میمونم...
آخه خدا میگه : "و فدیناه بذبح عظیم"... اما وقتی که حضرت زینب(س) در گودال قتلگاه وارد میشه دست میندازه زیر جسد امام(ع) رو می کنه به آسمان و میفرماید: "اللهم تقبل منا هذا القليل" آخه چقدر علم و حلم و بصیرت باید باشه که توی اون شرایط اینجوری با خدا صحبت کنی؟ انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 1:21 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
برای شهید مصطفی احمدی روشن و چشم روشنی خانواده اش:
امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز این شبستان کهن ، با نورایمان روشن است کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟ آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است میلاد عرفان پور |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 0:56 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
بیاین امشب دلمونو جارو کنیم، آخه شاید فردا آقا بیاد...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 0:25 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
باسلام...
چوب را آب فرو می نبرد دانی چیست شرمش آید زفرو بردن پرورده ی خویش .................................................. حال پروردگار باپروده هایی روسیاه وعاصی چون من وتو چه خواهد کرد.....؟ نمی دانم ..... فقط خوب می دانم که در قیاس آب -که خود پرورده ی پرورده ی من وتوست- با یگانه پرورنده ی خاکیان و افلاکیان کلاه از سر طفل عقل فرو می افتد.... به نقل از وبلاگ هنوز ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 13:43 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
درد را از هر طرف بخواني درد است دريغ از درمان که عکسش نامرد است... |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 19:56 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
روایت گلعلی بابایی از رزمندگان لشکر 27 محمدرسولالله(ص) و نویسنده دفاع مقدس به بهانه درگذشت پیر جبهههای نبرد ابوالشهید «حاج ذبیحالله بخشی»:
سرلشکر زرهی ستاد «ماهر عبدالرشید» گوش تا گوش جاده فاو ـ امالقصر را با تانکهای پیشرفته تی ـ 72 آرایش داده و درصدد بود تا با یک حمله گاز انبری، شهر فاو را پس بگیرد؛ تعداد تانکها آنقدر زیاد بود که نگرانی را به اردوی فرماندهان خودی سرازیر میکرد. دشمن پاتک سنگین خودش را شروع کرد. هواپیماهای جنگنده و هلیکوپترهای توپدارش از هوا، تانک و نفربرهایش از زمین و توپهای سهمگیناش از دورترها همه اطراف و مواضع ایرانیها و حتی عقبه آنها را هدف قرار داده بود. هر کس هر کاری از او برمیآمد، انجام میداد تا جلوی پیشروی دشمن گرفته شود. شرایط آنقدر سخت بود که شهید «سیدمحمدرضا دستواره» جانشین لشکر 27 محمد رسولالله(ص) هم آر.پی.جی به دست به شکار تانکها میرفت. فشار دشمن زیاد بود و همین باعث افت روحیه نیروها میشد. باید برای تقویت روحیههای بچهها کاری انجام داده میشد، اما چه کاری؟!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 20:4 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
بعضی ها
باران اشک هاشون نماز آیات دارد .... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 2:44 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
قابل توجه اونها که برهنگی را تمدن و حجاب را عقب ماندگی میدونن و البته عقل گراها!!!!!!
امروز سر کلاس نورواناتومی استادمون یه مطلب خیلی جالب را بیان کردن.. یکی از مهمترین تفاوت های مغز انسان با سایر موجودات در لوب اهیانه (پیشانی) مغزه, هرچه انسان متکاملتر شده لب اهیانه مغز هم رشد و تکامل بیشتری را داشته.. در این لب قسمتی بسیار تکامل یافته وجود داره که در فرد ایجاد حجب و حیا میکنه.. هنگامی که محققین برای درمان برخی بیماران مانند شیزوفرنی مجبور بودن قسمتهایی از لب اهیانه را تخریب کنن متوجه شدن فرد بعد از درمان تمایلی برای لباس پوشیدن نداره و ترجیح میده برهنه باشه! با تحقیق و مطالعات بیشتر مشخص شد قسمت پیشرفته ای در این لوب وجود داره که باعث حجب و حیا در انسان میشود.. نتیجه: انسان هرچه از نظر مغزی متکاملتر باشه با حیاتر و باحجابترم هست.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 11:45 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
اگر یک ساندیس اینجوری بساط فتنه گر ها رو بهم میریزه
پس اگر رانی هلو بدن استکبار جهانی مراقب خودش باشه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1390ساعت 11:33 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
واقعا
خنده داره، ساعتها میشینیم یک رمان عشقی میخونیم در حالیکه آخرش میدونم
مثلا آخرش ژولی به پولی میرسه اما وقت نماز که میشه انگار با خدا دعوا
داریم 4 رکعت نماز رو یه سوت میخونیم!
واقعا خنده داره، برق خونمون اگه قطع بشه زمین و زمان رو فحش میدیم اما اگر ارتبامون با خدا قطع بشه حتی خبر دار هم نمیشیم!!
واقعا
خنده داره، یه رئیس پاسگاه هم که میبینیم دو متر جلوش کج و راست میشیم که
مثله یه روزی پارتیمون بشه اما روزی یکبار هم حتی حال سلام کردن به خدا رو
هم نداریم چه برسه به اینکه به راهش بریم تا پارتیمون بشه!!
واقعا خنده داره، یک ساعت عبادت به درگاه خدا دیرو طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه بازی تیم فوتبال مثل باد میگذره!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 15:23 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
دانشگاهی که دارای تاریخ درخشانی در زمینه ی علم وفرهنگ در بین تمام دانشگاههای کشور است کارش به جایی رسیده که سوء مدیریت فرهنگی در آن بیداد میکند.
خرج بودجه ی فرهنگی دانشگاه در ساده ترین روش های پیش پاافتاده ی فرهنگی و دادن پز بیخودی توسط معاونت فرهنگی دانشگاه باعث شد کمی افشا گری کنم. وقتی آقایان برای نماز خوان کردن دانشجویان بی حساب بیت المال را ریخت و پاش میکنند و بازخورد مسابقه ی ۲۰۰۰نفریشان یک صف به نمازگزاران مسجد دانشگاه اضافه نمیکند چه تفسیری میتوان داشت؟ وقتی از بین اساتید و مسوولین دانشگاه کمتر از انگشتان دو دست در نماز جماعت شرکت میکنند چقدر این جور برگزاری مسابقات را موفق میدانید؟ فقط از ترس گزارش دادن به مافوقتان و یا چماق کردن این برنامه و زدن بر سر تشکل های دانشجویی و بچه های فعال آیا نیتی دیگری داشتند؟ نمی دانم در سر این مدیر و معاون فرهنگی دانشگاه چه میگذرد؟ در برنامه ی تحول بنیادی حجابشان در دانشگاه اساسا هیچ تحولی ندیدیم .تازه اولین مسائل امربه معروف و نهی از منکر در برخورد آقایان مسوول رعایت نمی شد.علنا در جمع به دختران دانشجو گفته میشد حجابت را درست کن.حالا شما خودتان قضاوت کنید آقایانی که با لحن نامناسب در حضور چند پسر به خاطر چند تار مو دختر دانشجویی را نصیحت میکنند چگونه داعیه تحول دارند؟ در قضیه ی نماز و مسابقه ی اسرار نماز هم شاهد همین رویه بودیم .اگر به آقایان هم تذکر دهیم متهم به اسلام طالبانب میشویم.تازه به اشکالات فرهنگی اجرای برنامه ی اهدای جوائز و مراسم اختتامیه این مسابقه هم نپرداختم.(تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل) خلاصه آقایان اینطور نمی شود کار فرهنگی کرد.سوراخ دعا را گم کرده اید. مقوله ی فرهنگ در دانشگاه بسیار پیچیده تر است.اگر پاسخ گوی مسوولیتان در آخرت هستید کمی به رای دیگران اهمیت دهید. بنقل از وبلاگ جریده عالم |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم دی 1390ساعت 22:32 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 22:56 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
وای بر کم فروشان
حالا این کم فروش می تونه کاسب در مغازه باشه می تونه کارمند اداره باشه می تونه ملت باشند در حق انقلاب می تونه مسئول باشه در حق ملت خیلی موارد می تونه باشه من جزء کدوم دسته هستم ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 23:8 توسط دانشجوي مستقل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بسم الله الرحمن الرحیم
گفتم الف و گفت دگر گفتم هیچ در خانه اگر کس است یک حرف بس است این وبلاگ یک دانشجوی مستقل است و هر حرفی که می زنم از این بابت است که به این نظام و به رهبرم علاقه دارم و دیگر هیچ!!! امضا یک حرف |
| پیوندهای روزانه |
|
هلوکاست هلوکاست وطن امروز فارس مشرق قبله نما انجمن وبلاگ نویسان تربیت معلم آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|