واکنش ها به خبر حمله اسرائیل به ایران

یک فیلم ، یک روضه...

اگر می خواهید روضه یک نظام مظلوم رو بدونید

حتما "قلاده های طلا" رو نگاه کنید

به همین سادگی!!!

یک کیف قهوه ای خوش رنگ داشت، خط اتوی شلوارش خیل خوب تو چشم می اومد. اصلا انگار که همه لباساشو با هم برای یه نفر دوخته باشند خیلی با هم ست بودند. واکس کفش هاش انقدر خوب بود که همش حواسم به اونا پرت می شد...
داشت از خیابون رد می شد یدفعه صدای ترمز ماشین بلند شد...
تصادف کرد و مرد...
به همین سادگی!!!

دوشنبه بعد از ظهر...

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

***

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در ودیوار خانه ای مشکی است

***

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

 سید حمیدرضا برقعی

از کوچه های مدینه تا کوچه های منامه!

در کوچه‌های مدینه
یا در کوچـه‌های مـنامه
فرقی نمی‌کند
 دســتِ شـرطـه‌های حـجاز
هـــمـــیشه ســنگیـــن است...

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده