شاید آن نفس زکی، این خم بی سر باشد
شاید این قطره ی خون قطره ی آخر باشد بعد از این نوبت آن موج مقدر باشد
شاید این ثانیه آن ثانیه ی پایانی است شاید آن نفس زکی، این خم بی سر باشد
زندگی را نه بجز میکده اش خاتمه هست هرکه را پیر مغان، ساقی کوثر باشد
ره این قافله ی عشق به دنبال سر است کی به دنبال تن و گرمی بستر باشد
بازهم قصه ی تکراری این آل یهود داستان ید ماه و در خیبر باشد
مژده گویید از این دم هرکه را منتظر قائم و منتقم آل پیمبر باشد
علی اصغر جاویدپرور
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ ساعت 20:40 توسط دانشجوي مستقل
|
بسم الله الرحمن الرحیم